امین شجاعی پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۲:۰۰

نگاهی به زندگی سیاسی رهبر کبیر انقلاب انداخته ایم و نقاط عطف زندگی سیاسی ایشان را تا حد امکان در این یادداشت قید کرده ایم. بهانه هم رحلت ایشان در 14 خرداد است.

 

آغاز یک بیداری..

زندگی امام (ره)  به دست تقدیر از همان ابتدا درگیر با دغدغه های اجتماعی شد ؛ آنجا که پدر ایشان در جو نا امن آن روزگار به دست خوانین محلی کشته شد و این خون ، بیداری را در خانواده ی خمینی شعله ور کرد ،زندگی روح الله  زیر سایه مادر و دایه و فرزندان بزرگتر خانواده ادامه یافت ، فرزند کوچکتر خانواده نمی دانست بعدها در چه موقعیت شگرفی قرار می گیرد،او آفت های هر دو جنگ جهانی را با عمق جان درک کرد در سال هایی که حکومت مرکزی از ضعف نداشتن اقتدار رنج می برد و زیر سایه ی هجوم امپراطوری های مختلف ایران محل جولان منافع بیگانگان شده بود ، در چنین شرایطی آنچه که بی اهمیت تر ازهر چیز دیگر بود ؛ زندگی مردم بود بیماری وبا در خمین قربانی می گرفت و مادر و دایه ی ایشان هم در اثر وبا جان به جان آفرین تسلیم کردند ، پس از پدر ، مادر هم قربانی شرایط سیاه کشور شده بود ،وقت بیداری فرا رسیده بود و گویی کسی باید فکر چاره می کرد ،روح خدا از 15 سالگی دروس حوزوی را شروع کرد و این سرآغاز یک رنسانس در زندگی او و مردم یک کشور شد ، کسی خبر از آینده نداشت...

 

رشد زیر سایه ی محدودیت

تحصیل در حوزه ی اراک و قم و کسب فیض از محضر اساتیدی همچون آیت الله بروجردی و حائری در زیر سایه ی حکومت مقتدر اما ضد مذهب رضا خان ، امام را به سمت دغدغه های مذهبی و سیاسی اش هدایت  کرد ، او در سالهایی که عرصه ای برای جولان روحانیون نبود و حکومت دید مثبتی نسبت به آنها نداشت اندک اندک در محضر اساتید به نام قم واجد مولفه های یک رهبر مذهبی یشد، اما در دوره ی رضا خان عرصه ای برای تغییرمهیا نبود.

غور دردنیای ابن عربی و آشنایی با مباحث عرفانی و درکنار آن تشکیل محفل قدرتمندی در مدرسه فیضیه جایگاه امام خمینی(ره) را تا حدی بالا برد که حساسیت ها نسبت به حضور او از سمت حکومت افزایش یافت و "فیضیه" به شکلی غیر علنی تعطیل شد، لازم به ذکر است آشنایی امام با افراد تاثیر گذاری همچون آیت الله منتظری و آیت الله مطهری در همین دوره اتفاق افتاد.

 

تغییر مسیر از عرفان به سیاست

پس از رفتن رضا خان و تضعیف نسبی موقعیت شاه در ساختار حکومت و جانشینی محمدرضا پهلوی حوزه توان دوباره ای گرفت و روحانیت در کنار نواندیشان دینی لزوم ایجاد حرکتی که بتواند دغدغه های مردم را نمایندگی کند حس کردند ، این نیاز پس از اتفاقات سال 1332 و برکناری فرد شایسته ای همچون «مصدق» بیشتر احساس شد ، دخالت بیگانگان و عدم وجود نهادهای قدرتمند حکومتی و کشمکش های سیاسی آزاردهنده که مابین مجلس در دوره های گوناگون و شاه که با دخالت شوروی و انگلیس و آمریکا تشدید شده بود روحانیت را به سمت حضور موثر در سیاست سوق داد و شجاعت و جسارت امام خمینی که حالا در حوزه عنصر تعیین کننده ای بود نقشی ویژه به ایشان داد.

نگارش و انتشار( کشف الاسرار) که بازگوکننده ی ضعف های رژیم پهلوی بود همچنین نجات حوزه از انحلال با استمداد از آیت الله بروجردی ، از جمله اقدامات موثر امام(ره) در این سالها بود در آن سالها امام با ارتباطی که با آیت الله کاشانی داشت به شکلی غیر مستقیم در جریان ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت.

 

روحانی در کنار مردم

امام معتقد بود وظیفه روحانی منحصر به درس و بحث نیست و روحانیت باید نقشی تعیین کننده در تحولات اجتماعی جامعه اش داشته باشد. سال 1341 را میتوان اولین حضور پر رنگ سیاسی آیت الله خمینی دانست جایی که ایشان در اعتراض به تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی بیانیه صادر کرد و مردم به رهبری روحانیت در اعتراض به این لایحه در بازار و مساجد و معترض شدند.

 

نگاهی متفاوت به زندگی امام خمینی (ره)

 

و پس از روزها کش و قوس در نهایت با پیگیری آیت الله خمینی این لایحه لغو شد ، اما فشارها ادامه یافت لوایح به رفراندوم گذاشته شد رفراندومی که توسط امام(ره) و روحانیون تحریم شد، افشاگری های آیت الله خمینی(ره) ادامه داشت او بی پروا نقاط ضعف رژیم را در محافل گوناگون می کرد و همین اقدامات موجب حمله به فیضیه و کشتار ساکنین آن شد؛ این کشتار اعتراضات گسترده ای را باعث شد، در خرداد 1342 که مصادف با محرم بود در روز عاشورا (13 خرداد) امام و یارانش دستگیر شدند و طی دو روز بعد؛ 14 و 15 خرداد ، اعتراضات به شدت سرکوب شد، حبس آیت الله خمینی موجی را بر انگیخت که با خشونت به طور موقت سرکوب شد.

اما قیام 15 خرداد برای همیشه در تقویم جمهوری اسلامی جایگاهی خاصی یافت. بخشی از سخنان آیت الله خمینی را در فیضیه قم  خرداد ماه 42 را مرور می کنیم: «آقا من به شما نصیحت میکنم،ای آقای شاه،ای جناب شاه من به تو نصیحت میکنم،دست بردار از این کارها آقا اغفال میکنند تو را من میل ندارم که اگر یک روز بخواهند تو بروی، همه شکر کنند..»

 

بیداری عمومی و تبعید به ترکیه

پس از چند دوره پرفشار حدفاصل سالهای 1342 تا 1343 که امام خمینی (ره) در زندان و تحت فشار بود، ایشان بدون اطلاع قبلی آزاد شد، اما جسارت ایشان در جهت افشاگری ادامه یافت وهمین جسارت در کنار قدرت تاثیر گذاری باعث شد دوره ی تبعید آغاز شود؛ ترکیه اولین تبعید گاه بود ،انتقال به ترکیه در جهت دوری از ایران و کم کردن تاثیر ایشان بر مردم بود ،اما غافل از اینکه تاثیر گذاری در وجه کاریزماتیک آیت الله خمینی درونی شده بود و محدود به جغرافیا نبود، تحریرالوسیله در همین دوره به تحریر در آمد و امام کانال های ارتباطی اش را با ایران حفظ کرد، پس از یازده ماه این بار عراق مقصد تبعید بود، همانجایی که آیت الله حکیم قبلترپبیشنهاد اقامت در آنجا را به امام داده بود و ایشان مخالفت کرده بودند :نجف ،13 سال اقامت در نجف تدریس دروس خارج از فقه و موضع گیری در مورد تحولات تاثیر گذار خاورمیانه از فلسطین تا ایران باعث شد عمق حرکات تاثیر گذار آیت الله خمینی در منطقه بیشتر شود همچنین ارتباط سازمان یافته با گروه های مبارز در ایران وجهه ی رهبری ایشان را به مرور پر رنگ تر کرد، تمام گروه ها و افراد مبارز زیر لوای پرچمداری امام  مبارزه را به پیش می بردند.

 

انقلاب اسلامی و ظهور رهبری جهانی

حرکات خیزشی در ایران شدت گرفته بود و مردم به بهانه های مختلف با خط مشی که از امام دریافت می کردند صدای اعتراض را به گوش سران حکومت می رساندند و هر بار که این اعتراضات سرکوب میشد، شدت اعتراض گسترده تر میشد .سال 57 طبق توافقی که مابین ایران و عراق انجام شد ،آیت الله خمینی از عراق اخراج شد و کویت هم از پذیرش ایشان سرباز زد در نهایت پاریس و نوفل لوشاتو مقصد نهایی امام بود، همان جا بود که با همکاری ابراهیم یزدی ،صادق قطب زاده ،مهندس بازرگان و..پیش نویس قانون اساسی را تدوین کردند و در نهایت باشکل گیری اعتراضات گسترده امام(ره) در 12 بهمن 57 پس از 14 سال دوری به ایران بازگشت، رهبری انقلاب در آن برهه و با توجه به هجمه های گوناگون کار دشواری بود و شاید اگر وجهه سمپات و کاریزمای شخصیت ایشان نبود واقعه ای مثل تسخیر سفارت آمریکا و یا ترور های پی در پی افراد طراز اول انقلاب  ویا از همه مهمتر هشت سال جنگ تحمیلی می توانست انقلاب را ابتر کند، اما خواست مردم و وجود رهبری راه را ادامه داد ،پس از گذر از بحران ها و در روزهایی که آرامش نسبی بر فضای سیاسی کشور حاکم شده بود امام امت در 13 خرداد1368 در ساعت 20/22 پس از تحمل چند دوره بیماری و در سن 87 سالگی در گذشت.

 

بعدالتحریر:

اما چرایی محبوبیت ایشان را شاید بتوان مربوط به آن بعد شخصیت ایشان دانست که نوآوری و با نبض زمانه حرکت کردن را با مذهب همراه می کرد ،او بود که فقه و اجتهاد را جانی دوباره بخشید و به احکام اسلامی نگاهی منعطف داشت ، نگاه منعطف و درک مختصات زمانه و همراه مردم حرکت کردن، بدون شک بزرگترین میراث امام خمینی(ره) است.



شارژ سریع موبایل