سارا قاسمی شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۰

همیشه شنیده ایم دوران نامزدی، دورانی برای آشناتر شدن و شناخت بیشتر است و دخترها و پسرها باید در این دوران به همه رفتارهای هم دقت کنند. اما چه چیزهایی در این دوران باید شاخک های شما را تیز کرده و نشان دهنده یک هشدار باشند؟

در اولین روزهای نامزدی و ازدواج زوج های زیادی هستند که با یک مشکل مشترک دست به گریبانند: حساسیت های بیش از حد همسرشان که گاهی آن را حسادت های عاشقانه  تعبیر می کنند. شما هم شاید جزو کسانی باشید که از کنترل های وقت و بی وقت نامزدتان خسته شده اند یا حتی گاهی فکر کنید نامزدتان به شما حسادت می کند چون مانع پیشرفت شما می شود!

شاید هم دقیقا نمی دانید او حسود است یا حساس؛ چون احساس می کنید ایرادهایی که از شما می گیرد به دلیل حسادتش به شماست اما خودش معتقد است شما را دوست دارد و به همین دلیل رویتان تعصب دارد و حساس است! چطور باید در دوران آشنایی حسادت و حساسیت نابجا را تشخیص دهید و شخصیت نامزدتان را بشناسید؟

 

حسود کیست؟

دو نوع حسادت داریم؛ یکی حسادت مثبت که باعث پیشرفت یا ترغیب فرد برای تلاش بیشتر می شود و به عبارتی، همان غبطه خوردن است. مثلا فرد از خوش صحبتی همسر (دوست، اعضای خانواده یا دیگران) خوشش می آید چون این صفت باعث می شود دیگران از مصاحبتش لذت ببرند، در مجالس همه توجه ها به او جلب شود و... به همین دلیل سعی می کند خودش هم فرد خوش صحبتی شود. پس این نوع حسادت مخرب نیست.

حسادت دیگری هم داریم که مخرب است؛ مثلا من متوجه می شوم نامزدم (یا فرد دیگری که با او در ارتباطم) توانایی یا ویژگی خوبی دارد که آن را دوست دارم اما چون خودم آن ویژگی را ندارم، پس دوست ندارم نامزدم هم آن را داشته باشد! همین می شود که بعضی ها به نامزد یا همسرشان می گویند: «حق نداری فلان جا، زیاد صحبت کنی،حق نداری فلان لباس را بپوشی،حق نداری فلان جوک را تعریف کنی!».

 

وقتی ریشه پیدا نیست

خیلی وقت ها ممکن است خود فرد هم علت اصلی کارهایش را نداند و اسم «حساسیت»، «اهمیت» و گاهی حتی «تعصب یا غیرت» بر این رفتارها می گذارند: «من روی رفتار همسرم حساسم.»، «من همه کارهای نامزدم را کنترل می کنم چون او برایم اهمیت دارد.» و حرف هایی از این قبیل.

نباید فراموش کنیم این نوع حساسیت ها ریشه در فرهنگ و خانواده افراد دارد. به همین دلیل بهتر است افراد دقیقا مثل سایر مواردی که قبل از ازدواج و در دوره آشنایی و نامزدی به آنها توجه می کنند و برایشان اهمیت دارد، به این مسائل هم دقت لازم را داشته باشند.

البته موضوع دیگری که در اینجا مطرح می شود این است که ممکن است این نوع حساسیت های آقا در مورد همسرش و نیز حساسیت خانم در مورد همسرش، اوایل آشنایی و اوایل ازدواج از سوی فرد به عنوان «اهمیت دادن» تعبیر شود. یعنی خانم با خودش می گوید: «اینکه اجازه نمی دهد فلان جا تنها بروم، فلان کار را انجام بدهم و ...، برای این است که دوستم دارد!» یا آقا پیش خودش فکر می کند: «اینکه مدام با من تماس می گیرد و می خواهد بداند کجا هستم، برای این است که برایش مهم هستم»

اما همان اوایل آشنایی باید به این موضوع فکر کنند که وقتی کسی بیش از حد روی موضوع هایی حساسیت به خرج می دهد، ممکن است آدم شکاک و بدبینی باشد یا در ادامه زندگی بخواهد فردی کنترل گر باشد و...، اما همه این ریشه ها می تواند نمود بیرونی یکسانی داشته باشد. بنابراین مهم این است که ریشه این رفتارها مشخص شود؛ یعنی بدانیم فرد حسود است، حساس است یا بدبین و شکاک.

 

یک سوزن به خودتان

گاه رفتار ماست که زمینه بدگمانی را به وجود می آورد. رفتار های تصنعی و ابراز احساسات خالی از صداقت، به میزان زیادی موجب می شود نامزد یا همسرمان دیگر به ما اعتماد لازم را نداشته باشد و این است که رفته رفته روابط میان ما و او به سردی می گراید. قبل از هر چیز، سهم خود را در این بی اعتمادی  بازنگری کنید. چنانچه تصور می کنید آنقدر که باید، با همسرتان صادق نبوده اید لازم است قبل ازهر اقدامی در این زمینه، این صداقت را به رابطه میان خودتان بازگردانید.

سعی کنید به تعهدات و ارزش هایی که میان خود و همسرتان قرار داده اید، پایبند باشید و این پایبندی را به او نشان دهید. با صداقت و عطوفت، حسن نیت و اعتماد خود را به او ابراز و با کاهش رفتار های ضد و نقیض، سعی کنید انسجام لازم را در این امر ایجاد کنید. اعتماد کنید تا مورد اعتماد قرار گیرید.

 

گوش هایتان را تیز کنید

در دوران آشنایی به همه رفتارهای هم دقت کنید. مثلا یک خانم یا یک آقا می تواند واکنش نامزدش را در مورد پیشرفت (کاری، تحصیلی و...) خود ببیند؛ آیا او را تشویق می کند و از پیشرفت او خوشحال می شود یا هزار مدل سوال پیش می کشد که: «حالا منظور رئیست از این تعریف چی بود؟

یعنی هیچ کس جز تو توی دانشگاه معدلش بالا نشده؟» و سوال هایی از این قبیل. با این حال باز هم نمی توانیم به فرد برچسب بزنیم که حسود، شکاک، حساس و ... است و فقط می توانیم مشکوک شویم و یک علامت سوال برایمان ایجاد شود که «چرا چنین رفتاری دارد؟» باز باید بقیه رفتارهایش را زیر نظر بگیریم. مورد دیگری که می تواند در شناخت طرف مقابل کمک کننده باشد، توجه به حرف های اوست: مثلا وقتی در مورد موقعیتی که خودش و دوستش در آن گیر افتاده بودند یا شرایطی که برای او و برادرش/خواهرش پیش آمده بوده، صحبت می کند. اگر در این مواقع گوش هایمان تیز باشد، قطعا چیزهایی در مورد خصوصیات و ویژگی های رفتاری او دستگیرمان خواهد شد.

مسلما پایه اولیه یک رابطه اعتماد است، اما تماس ها و پیگیری های مداوم، می تواند نشانه اعتماد نداشتن فرد به نامزدش باشد و حرف هایی مثل اینکه «عادت کرده ام چند بار در روز به او زنگ بزنم» یا «من این طوری به همسرم اهمیت می دهم.» صرفا توجیه هایی برای پنهان کردن این بی اعتمادی هستند.

خوب است این افراد از خودشان بپرسند چطور است که اهمیت دادن و نشان دادن محبتشان فقط به سوال پرسیدن و سین جیم خلاصه می شود؟ قطعا موردی در این میان مسیر اشتباهی را طی کرده که کنترل کردن، معنی محبت و اهمیت دادن گرفته. ممکن است این فرد، پدر یا مادر شکاکی داشته اما این شک را این طور برای فرزندانش معنی کرده که: «برایم مهم هستید که می خواهم همیشه در جریان همه کارهایتان باشم!» به همین دلیل فرزندش که حالا خود خانواده تشکیل داده، فکر کرده دوست داشتن یعنی همین کارها!

دوست داشتن را به شیوه های بسیار سالم می توان ابراز کرد. مثلا ببینیم طرف مقابلمان از چه چیزهایی خوشش می آید و آن موقعیت ها را تا حد توانم پیش بیاورم، یا توجه کنم چه چیزهایی او را عصبانی می کند و آن کارها را انجام ندهم. یا برای انجام یک کار مشترک برنامه ریزی کنم که به هردویمان خوش بگذرد.



شارژ سریع موبایل